داستان مهاجرت تحسین ؛به دخترم گفته بودم این یک بازی است

داستان مهاجرت تحسین ؛به دخترم گفته بودم این یک بازی است

بازی آوارگی،بازی دور شدن از خانه ،دیار ،وطن و سرزمینی که انسان در آن متولد شده و خوب می شناسد ،نه تنها فرزندان آقای تحسین بلکه همه کودکان پناهجو این بازی را نیک می شناسد و خاطرات این بازی تا اخر عمر در ذهن شان باقی خواهد بود، آری حکایت آوارگی و مهاجرت همه انسانهای که مجبور به ترک موطن خود شدند یک بازی و مسابقه است، بازی برای زنده ماندن ،بازی برای عبور از مرز های سخت و مرگبار،بازی با دریاهای خروشان،بازی غرق شدگان با مرگ و بازی ….چه قدر سخت است این بازی!

حتما بخوانید:

یورو نیوز نوشت: تحسین برای آرام کردن فرزندانش در مسیر فرار به آنها گفته بود که این یک بازی و مسابقه است و به دختر ۵ ساله اش، رعنا وعده داد که در صورت بردن این بازی، به او جایزه می دهد.

 2 e1512636752494 داستان مهاجرت تحسین ؛به دخترم گفته بودم این یک بازی است

تحسین، پناهجوی ترک ساکن یونان، در ترکیه معاون بخش کودکان بی سرپرست در وزارت امور اجتماعی و خانواده بوده است. وی پس از کودتای نافرجام پانزدهم ژوئیه سال ۲۰۱۶ به اتهام ارتباط با گروه فتح الله گولن از سوی دولت رجب طیب اردوغان از کار معلق شد.

با صدور حکم بازداشت، خانه، خودرو و حساب‌های بانکی تحسین هم مصادره شد.

در نهایت به همراه همسرش مریم و سه فرزندش از خانه خود فرار کرده و از ژوئیه ۲۰۱۶ تا ماه اوت ۲۰۱۷ در ترکیه به صورت مخفی زندگی کردند.

نیروهای امنیتی ترکیه حتی پدر نابینای او را برای بازجویی فراخواندند و دو برادر تحسین به اتهام «گولنیست» بودن به ۶ و ۷ سال زندان محکوم شدند.

تحسین در ماه اوت ۲۰۱۷ تصمیم به خروج از ترکیه گرفت و از آنجایی که هیچ راهی برای فرار نداشت به قاچاقچیان انسان روی آورد. قاچاقچیان با دریافت ۱۰ هزار یورو، وی و خانواده اش را از آنکارا به استانبول و سپس به شهر ادرنه در مرز یونان منتقل کردند.

آنها با یک قایق بادی از رودخانه اوروس عبور کرده و پس از طی ۲۰ کیلومتر با پای پیاده به روستایی در نزدیکی شهر الکساندروپولیس رسیدند. تحسین برای آرام کردن فرزندانش در مسیر به آنها گفته بود که این یک بازی و مسابقه است و به دختر ۵ ساله اش، رعنا گفته بود که در صورت بردن این بازی به او جایزه می دهد.

تحسین در این‌باره می گوید: «در مرحله اول بازی ما باید برای رسیدن به الکساندروپولیس از رودخانه عبور می کردیم. من به رعنا، دختر کوچکم گفتم که باید مدت طولانی راه برویم و از مرداب عبور کنیم اما اصلا نباید حرف بزنیم. در مرحله دوم به او گفتم وقتی که به یونان برسیم، پلیس ما را محاصره خواهد کرد و ما را برای ۲ تا ۳ روز به جایی در بسته می برند. در آنجا هم نباید چیزی بگوییم و باید از قوانین اطاعت کنیم. در مرحله سوم بازی به آتن می رویم. آنجا آدم‌ها زبان ترکی صحبت نمی کنند و باید زبان آنها را یاد بگیرد. به دخترم گفتم اگر با معلمش به ترکی صحبت کند به خانه مان در آنکارا باز می گردیم.»

56777 e1512636621424 داستان مهاجرت تحسین ؛به دخترم گفته بودم این یک بازی است

مریم مادر رعنا اضافه می کند: «حتی بزرگسالان هم نمی توانند انقدر راه بروند ولی رعنا چون فکر می کرد که مسابقه است و جایزه بزرگی خواهد گرفت همه مسیر را خودش راه رفت و وقتی می خواستم بقلش کنم می گفت مامان خواهش می کنم من می خواهم مسابقه را ببرم.»

نزدیک به ۳۰۰ خانواده پس از کودتای نافرجام به دلیل اتهام ارتباط با گروه فتح‌الله گولن، روحانی مخالف دولت اردوغان از ترکیه گریخته و به یونان پناهنده شدند.

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

لطفا به معادله امنیتی زیر جواب دهید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.